عبدالله مستوفى
132
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
فاصلهء ييلاق ما تا گار ، سه چهار كيلومتر بود . گار راهآهن ترىيوكى هم مثل گار پاولووسكى گردشگاه و باغ و رستوران و كازينو داشت . ولى البته بواسطهء دورى محل از پطرزبورغ ، مشترى شهرى در كار نبود و فقط اشخاصى كه به ييلاق آمده بودند باينجا ميآمدند . در اين گردشگاه ، بخصوص در شبهاى يكشنبه ، كار ما براى دورى راه و كمبودن درشگه بسيار مشكل بود . گاهى مجبور بوديم اين سه چهار كيلومتر را دو سه ساعت بعد از نصف شب ، در آفتاب صبح ، پياده پيموده به منزل برگرديم . در موقع رفتن بگار كار بدرجات مشكلتر بود ، زيرا در نزديكى ييلاق ما درشكه گير نميامد ، پياده باميد برخوردن بدرشكهاى كه مسافرى برده و بگار برگردد ، راه ميپموديم . ولى من در پيادهروى زبردست بودم ، زيرا در پطرزبورغ هم ورزش خود را پيادهروى قرار داده و هروقت وقتى گير ميآوردم ، روزى يكى دو ساعت در آخرهاى شب و قبل از خواب ، گردش ميكردم . وضع ادارى روس در قسمت فنلاند ترىيوكى در ساحل خليج فنلاند واقع و از آن قطعاتى است كه پطر كبير از سوئد بريده و ضميمهء روسيه كرده است . مدت متمادى تملك روسها در قسمت فنلاند ، نتوانسته است بومىها را روسى كند . باوجود امتيازاتيكه دولت روس براى رام كردن آنها داده است هنوز با نظر عداوت در روسها مينگرند . يكى از امتيازات آنها معافى و آزادى گمرك خارجى است . دولت روس كه براى ترويج مال التجارهء داخلى خود از اكثر كالاهاى خارجى گمرك گزافى ميگرفت ، اهالى فنلاند را از اين ماليات معاف كرده و باوجود قاچاق زيادى كه طبعا در اين عمل پيش ميآمد ، گمرك سرحدى خود را در نزديكىهاى پطرزبورغ گذاشته بود . راهآهن همين كه به اين محل ميرسيد ، مأمورين گمرك براهآهن ميريختند و در حقيقت در داخلهء خاك روسيه عمليات گمركى را انجام ميكردند . مردم پطرزبورغ اكثر براى رفع حوائج خود ، از قبيل پارچه و لباس و غيره ، مسافرتى بفنلاند كرده و لوازم مى - خريدند و بقاچاق وارد پايتخت ميكردند . لباسى كه در فنلاند با پنجاه منات تدارك ميشد در پطرزبورغ صد منات قيمت داشت . همچنين بلورآلات و اسباب خرازى و ساير خرد و ريزها كه همه بنيمهبها در فنلاند فراوان بود . آنها كه چندان در پى برش و دوخت درجه اول لباس نبودند ، همه از اين وضع استفاده ميكردند و با يكى دو منات كرايهء راه و يكى دو منات مخارج يك نهار ، لباس سفارش ميدادند و منتهى يك مرتبه هم با همينقدر خرج براى امتحان و اصلاح و يك مرتبه هم براى گرفتن لباس حاضر به اين مسافرت نيمهتجارتى و نيمه تفريحى ميپرداختند و در سفر آخر لباس دوخته را در چمدان گذاشته مراجعت مى كردند . نتيجه اين ميشد كه لباس را نصفه قيمت تمام كرده بودند . در بلورآلات و اسباب خرازى شايد زنهاى ژنرالها و وزراء هم از استفادهء قاچاق آن مضايقه نميكردند . منتهى اينجور كالاها را ممكن نبود بفراوانى لباس به طرز قاچاق بگذرانند . معهذا اين كار رواج